عرفان واعتراض – هنوز خواب بودند! شعر:محمدکدخدایی(عرفان) Were still sleeping! Poem: Mohammad Khodkhodaie


[cb:post_b

و من از پشت پنجره
خانۀ درد

شاهد خواب همه مردم
شهرم بودم

چه گل سرخ و سفیدی که
همه  خشک شد و مرد

چه لبخند قشنگی ،که
ز لب ها زمین خورد و شکست

body1]

و چه سنگ ها که ز بی مهری این خلق ستمکاره  فسرد

ولی مردم  ز تعصب ، هنوز خواب بودند!

لاوو

لاو

عرفان و اعتراض

نوع مطلب :
شعر، 
برچسب ها :
Were still sleeping، هنوزخواب بودند، خلق ستمکار، افسرده، تعصب، خواب زدگی،
لینک های مرتبط :

این مطلب در جملات کوتاه. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink