عرفان واعتراض – میروم تا بمیرم ! شعر:محمدکدخدایی(عرفان) The demise of civilization! Poem: Mohammad Khodkhodaee


[cb:post_b

اگر
این شب های  بی مهتاب و طولانی پایان
نپذیرد

و
صبح سحر فرا نرسد

و
خروس ها از خواندن آفتاب باز مانند

اگر خزندگان  از
پرواز کبوترهای سپید

بر پهنۀ آسمان آزاد همچنان ممانعت ورزند

body1]

اگر مشعل ها خاموش

و اجاق ها کور بمانند

و مجازات خوردن سیب همچنان ، تبعید باشد و مرگ

پاهایم را در آخرین رودخانۀ  برزخ تمدن و انسانیت

خواهم شست

و در آغوش ناشناختۀ جنگل سیاه آنقدر فروخواهم رفت

 تا بمیرم!

لاوو

لاو

عرفان و اعتراض

نوع مطلب :
شعر، 
برچسب ها :
The demise of civilization، میروم تابمیرم، جنگل سیاه، اجاقها، تبعید، برزخ تمدن، مجزات خوردن سیب،
لینک های مرتبط :

این مطلب در جملات کوتاه. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink