عرفان واعتراض – فریادزبیداد! شعر:محمدکدخدایی(عرفان)


[cb:post_b

میکَند دست ستمکاره مرا از بیخ ، بنیاد

میکشم فریاد ، ای فریاد… ز بیداد

برغم آنکه با نامردمی های زمان خوب آشنایم

امید دارم ، که شاید سر برآرد یک تن از
خواب-شود بیدار

body1]

که تا من را کند شاید  امداد!

ولی اما- اهمیت چه دارد که همه بود و نبود من
شود نابود

چه دردی ست سردر گریبان بودن مردم

که هست و بوده و ، بازهم  خواهد بود !

چه درد ی است!

لاوو

لاو

عرفان و اعتراض

نوع مطلب :
شعر، 
برچسب ها :
ستمکاره، فریادزبیداد، سردرگریبان، نامردمیها، مردم خواب زده، عرفان واعتراض،
لینک های مرتبط :

این مطلب در جملات کوتاه. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink