عرفان واعتراض – زینت ما است پلاس!شعر:محمدکدخدایی(عرفان)


[cb:post_b

آشنایی میجویم  که گویم شرح درد

قصۀ روزان شبرنگ من و آفتاب زرد

قصۀ دردی که دنیا را بس است

قصۀ مردی که اندر قفس است

body1]

درد من رعدی ست که بر دلها فتد

آتشی  سوزان ،به انبار کَه مردم نهد

هر که با من همره و پیمانه شد

بعد چندی او  ز خود  بیگانه شد

چون شنید او سخن دل را ز من

او ز کِرم زایید و چون پروانه شد

هر چه گفتیم در کلامی می گردد خلاص

فرش سرخ را ما نخواستیم ، زینت ماست یک پلاس

هجر لیلی لحظه لحظه این مرا دلخون کند

مست و مدهوشم کند ، دیوانه چون مجنون کند

قصۀ عشق است که میسوزد دل هر آنکسی

که به عشق دارد ز دیگر مردمان ادراک بسی!

لاوو

لاو

عرفان و اعتراض

نوع مطلب :
شعر، عرفان، 
برچسب ها :
زینت ما است پلاس، ادراک، دلخون، پیمانه، آفتاب زرد،
لینک های مرتبط :

این مطلب در جملات کوتاه. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink