عرفان واعتراض – دستم زیر سنگ است! شعر:محمدکدخدایی(عرفان)


[cb:post_b

اگر
کاری نتوان کرد در این دوران بحرانی

درین
ایام که عرف گشته ست

غم
و درد و پریشانی

اَیا مردم  دلم تنگ
است

body1]

زبان بُبریده و بشکسته پاهایم

و دستم زیر سنگ است

نمیدانم
چه باید گفت

وقتی
زندگی در عرف ما، ذره ذره سوختن و مرگ است

خواهش
 مردم  بیچاره برای ذره ای برگ است

نمیدانم چه باید گفت مردم !

لاوو

لاو

عرفان و اعتراض

نوع مطلب :
شعر، 
برچسب ها :
دستم زیرستگ است، عرفان واعتراض، بحرانی، پریشانی، سوختن ومرگ، ذره ای برگ، شکسته پاهایم،
لینک های مرتبط :

این مطلب در جملات کوتاه. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink