عرفان واعتراض – ایکاش پدر زودتر بمیرد!شعر:محمدکدخدایی(عرفان)


[cb:post_b

نگفتید….وای پدر چه زود پیر شد

نگفتید….وای پدر تنها شده قلبش شکسته

نگفتید….بجنبید که محبت به پدر خیلی دیر شد

نگفتید….پدر چشم پر از اشکش همه جا در پی ماست

در دل تنگ و فسرده ش ….شور و غوغاها برپاست

body1]

نگفتید….وقت تنگ است

کنون وقت جبران در رسیده!

نفهمیدید ؟….همین دیشب که گفتید :

ایکاش پیره مرد زودتر بمیرد….اوشنیده!

تمام شب گریه کرده

بروی خود نیاورده

انگار نشنیده!….

لاوو

لاو

عرفان و اعتراض

 

نوع مطلب :
شعر، 
برچسب ها :
ایکاش پدرزودتربمیرد، غوغا، پیرمرد، جبران کردن، فسرده،
لینک های مرتبط :

این مطلب در جملات کوتاه. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink