عاشقانه های تلخ – نمی دونم برا چی….


چشمام دارن می بارن..

ولی..ولی راستش نمیدونم..

نمی دونم واسه کی …واسه چی..

هیچ دلیلی برای کارای هرروزم و

بارونی بودن چشمام ندارم ..

هیچ دلیلی برای این بغضی ک قد ی گردو

شده ندارم…

نمیدونم با هر بار دیدنت بغضم میگیره و بدون اجازه راه برای خودش باز میکنه..

نبار لعنتی ..

نبارواسه کسی ک براش

ارزش نداری..:(:(

#samane

#دست نوشت

این مطلب در جملات کوتاه. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink