عاشقانه های تلخ – تنها آرزوم تو این روزایی ک گیجم


خیلی سخته…

افتضاح سخته….

بهترینمو بغل میکنم…چشمامو میبندمو ….توفکراینم ک الان اگ بپرس :چطوری؟؟ چیبگم بهش…

درستِ انقدری دوسشداری ک نتونی بهش دروغ بگی و نتونی ناراحتی شو برا خودت ببینی……

انقدری تو بغلش باچشمای بسته فک میکنم ک……آخرشم میفهمه…..

موهامو نازمیکنه وبلاخره میپرسه..عزیزم خوبی؟؟؟؟سکوت سکوت وبازهم سکوت….توی ج سوالش چیبگم ک ناراحت نشه……ازآغوشش دورم میکنه وتوچشمام نگاه میکنه”آخ لعنت به این دوتا تیله ی عسلیت….چجوری تو این چشما ک پراز مهربونی دروغ بگم….”سرمو میندازم پایینو باصدایی ک میلرزه وهزارجورناراحتی پشتش با ی لبختد مسخره:نه خوبم همه چیزخوبِ :بهم نگا کن…”نه ازم نخواه نمی تونم…” :باتوام نگاهم کن….انقدری محکم گفت ک نتونستم نه بیارم…سرمو آروم میارم بالا..ولیییی….”چراجلوی بهترینم قوی نیستم…… عسلی چشماتو دوست دارم ولی وقتی ناراحتیی قهوه ای میش اونوقت ک دیگ دوسش ندارم……”چشمامو بستمو باز کردم تا دیگ تار نبین…لعنت به این اشکا ک بیموقع سمتم میان…..توچهره ی مهتابیش آرامش موج میزنه ی لبخندقشنگ رولباش و….آغوشش باز:بیاعزیزم تاآروم شی…

همین..همین ی جمله کافی بود ک بغض لعنتیم بشکنه….توآغوشش ک پرازامنیت وآرامش خودم راآزاد میذارمم….گریهم دیگ تبدیل شده به هق هق….میون گریم میگم….دردی ک برام ی یادگاری گذاشت….بارسنگینی ک رودوشم بدجورسنگینی میکنه…..ازهمه ی دردام…ازتنهاییم و ازخسته بودنم…..صداش برام آرامشِ:آروم گلم آروم باش دیگ تموم میشه…بلاخره سختیا از بین میره…..تو مغزم ی چیزمیپیچ فقط این جمله رو بگوو..:عزیزکم من تاآخرش پیشتم…محکم تر بغلم میکنه

چشمام میسوزه محکم فشار میدم و…….

.

.

.

خیلی سعی میکنم ک چشمامو باز کنم…..چشمامو ک باز کردم سرم تیر کشید چراغ و روشن میکنمو…..

همه چیز ی خواب بوده…..ی خواب خوب..بهترین خواب…

#samane

#دست نوشت

#تنها آرزوم تو این روزایی ک  گیجم

این مطلب در جملات کوتاه. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink