آیا امامان کنیز و غلام داشتند؟


سرویس سبک زندگی لاو:  این مطلب را به نقل از تصویر زندگی بخوانید.

الف-با اتیشن به نفی برده داری در اسلام چرا امامان کنیز و غلام داشتند؟
ب-آیا این کنیزان و غلامان حقوقی نیز داشته‌اند ؟

 

آیا امامان کنیز و غلام داشتند؟

 

پاسخ:

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست بزرگوار به چند نکته اتیشن فرمائید:

۱- اگر چه اسلام برده داری را ابداع نکرده است. لکن در آن عصری که بردگی با تار و پود جوامع بشر آمیخته بود، اسلام به عنوان یک دین واقع گرا و اصلاح گر در ابتدا این حقیقت را به عنوان یک امری که وجود دارد به صورت مشروط پذیرفت و در عین حال با بیان یک سلسله دستور‌ها در جهت رهایی بردگان قدم برداشت.

در واقع اسلام در راه آزادی بردگان پیش قدم شد. اما این به معنای نفی برده داری در اسلام نمی‌باشد. یعنی دین اسلام به جهت رعایت برخی مصالح ضروری به یکباره و به صورت انقلابی در جهت رهایی بردگان گام بر نداشت، بلکه با وضع محدودیت‌ها و حریم‌ها در نوع مواجهه با آن‌ها در ابتدا بر رعایت حقوق بردگان و کنیزان تاکید نمود و سپس مسیر تدریجی برچیده شدن برده داری را تدوین نمود.

علامة طباطبایی در این خصوص می‌گوید: “اسلام تا می‌توانست از جامعه‌های غیر اسلامی (= کافران حربی) گروهی را به شکل اسیر جنگی می‌گرفت و در جامعة حق و عدالت وارد می‌ساخت و به تعلیم و تربیتشان می‌پرداخت، سپس از راه‌های مختلف به تدریج آنان را آزاد ساخته و جزء جامعة اسلامی می‌نمود”. (۱) ائمه اطهار (ع) نیز به عنوان بخشی از جامعه آن روز از یک سو برای ارائه الگوی عملی و کاربردی در نحوه مواجهه با بردگان و از سوی دیگر استفاده از این فرصت در جهت تربیت افراد شایسته و مبلغان و مروجان حقیقی فرهنگ اهل بیت به صورت مکرر با خریداری و تربیت و آزاد سازی بردگان در همین جهت قدم بر می‌داشتند؛ رفتار و سیره اهل بیت (ع) در باره بردگان، از درخشان‌ترین فضایل اسلام در برخود با زیر دستان می‌باشد.

همین رفتار شایسته، سبب شده بود غلامان و کنیزانِ ائمه، از آزادی خود خوشحال نشوند و تقاضا کنند برای همیشه غلام آن بزرگواران باقی بمانند. اکثر بردگان در خانه اهل بیت با معارف دینی و احکام الهی آشنا می‌شدند و از محضر آنان استفاده‌های علمی و عملی بسیاری می‌نمودند. پس از آزادی، انسان‌هایی نمونه، مؤمن و حقیقت جو بودند؛ بسیاری از آنان به خاطر عشق به مولای خود، به درجه رفیع شهادت رسیدند که ذکر حکایات آن‌ها سبب طولانی شدن مطلب خواهد شد. (۲)

۲- همانطور که بیان شد اسلام برای نحوه معاشرت با بردگان قوانین و ضوابطی تعیین نمود، که بسیاری از این ضوابط و احکام در جهت رعایت حقوق بردگان و کنیزان بود مثلا پیامبر (ص) فرمود:”کسی که برادرش زیردست او است، باید از آنچه می‌خورد، به او بخوراند و از آن چه می‌پوشد، به او بپوشاند و زیادتر از توانایی به او تکلیف نکند. ” (۳)

اسلام ضمن این که با برنامة حساب شده‌ای آنان را به سوی آزادی و ازادگی سوق می‌دهد، برای آنان شخصیت قایل است. تا آن جاکه از نظر شخصیت انسانی، هیچ تفاوتی میان بردگان و افراد آزاد نمی‌گذارد و معیار ارزش را تقوا قرار می‌دهد. (۴) بدین منظور به بردگان اجازه می‌دهد که همه نوع پست‌های مهم اجتماعی را عهده دار شوند تا آن جا که بردگان می‌توانند مقام مهم قضاوت را بر عهده بگیرند. (۵)

۳- در مورد مسائل خانوادگی نیز اسلام برای بردگان و کنیزان ضوابط و حریمی مشخص نمود، مثلا در مورد ضوابط داشتن رابطه جنسی مالک با کنیزش، اگر چه اجمالا آن را حلال اعلام می‌نماید (۶) لکن در احکام دینی برای چنین رابطه‌ای ضوابط معینی را بیان نموده است:

۱- مالک، کنیزش را به ازدواج شخص دیگر در نیاورده باشد.
۲- مالک، کنیز را به دیگرى نداده باشد.
۳- اگر کنیز با شخصِ دیگرى ازدواج کرده باشد یا او را به دیگرى بخشیده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده‏ طلاق با شوهرش یا تمام شدنِ زمان بخشش، و یا در صورت باردار شدن پس از به دنیا آمدن آن فرزند مجدداً کنیز بر مالکش حلال مى‏شود.
۴- کنیز در حالِ گذراندن ایّام عدّه (عدّه‏ طلاق از شوهر قبلى‏اش) یا ایام استبرا (در آن جا که محلّل واقع شده)، نباشد.
۵- قبلًا پدر مالک کنیز با کنیز، نزدیکى نکرده باشد.
۶- کنیز، بین چند صاحب مشترک نباشد.
۷- قبلًا فرزند مالک و صاحب کنیز با او نزدیکى نکرده باشد.
۸- کنیز با مولایش قرارداد نبسته باشد که پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُکاتَب نباشد).
۹- کنیز، کاملًا تحت تصرّف مالک باشد. (۷)

 

با اتیشن به مجموع نکات بیان شده مشخص می‌گردد که بردگان و کنیزان نیز از حقوق اجتماعی و خانوادگی خاصی برخوردار بودند، اما در خصوص مساله بارداری کنیز و فروش آن در حال بارداری که تصریح فرمودید، باید اتیشن داشت که اگر کنیز در اختیار مالک خود بوده و از او باردار شده باشد «ام ولد» بوده و مادر فرزند مالک محسوب می‌شود و دیگر مالک حق فروش آن را ندارد و پس از تولد فرزند خود به خود آزاد می‌گردد، اما اگر کنیز به لحاظ جنسی در اختیار مالک نبوده و مثلا مالک کنیز خود را به ازدواج غلام دیگری در آورده و از دیگری باردار شده است، فروش آن مانعی ندارد. ولی همانطور که در موارد بالا اشاره شد به لحاظ رعایت حقوق خانوادگی تا زمان تولد فرزند و سپری شدن عده او، فرد دیگری جز همسر او حق ارتباط با او را ندارد.

 

پی نوشت‌ها:

۱. ماهنامه پاسدار اسلام، ش. ۲۲، ص ۱۳.
۲. علامه مجلسی، بحارالانوار، الوفاء بیروت، ۱۴۰۴ ق، ج. ۴۲، ص. ۱۳۵.
۳. بحارالانوار، همان، ج. ۷۱، ص. ۱۴۱ و ۱۴۲.
۴. حجرات (۴۹) آیة ۱۳.
۵. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج. ۲۱، ص. ۴۲۰.
۶. مؤمنون (۲۳) آیه ۶.
۷. نجفى، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام‏، دار إحیاء التراث العربی‏، بیروت- لبنان‏، بی تا، ج. ۳۰، ص. ۲۸۴- ۲۹۲.
موفق باشید.

این مطلب در اخبار. پست شده بود. شما میتوانید آن را به لیست علاقه مندی هایتان اضافه کنید. permalink